تبليغاتX
پرگوک
دوشنبه بیست و نهم تیر 1388
آدمی تحمل‌ش زیاد است.
+ پونه
شنبه بیستم تیر 1388
من یک حباب صابون هستم

و تو تنها کسی نیستی که تمام امروز تن‌اش ٬ از بی‌خوابی دیشب یا چیزی شبیه این درد کرده. و عصر جمعه‌ای ٬ توی هیچ مغازه‌ای شیر پیدا نکرده و با هیچکس توی خانه حرف نزده و هرلحظه که آمده بغضش بترکد یاد یک چیز بی‌ربطی افتاده و حواسش پرت شده. و شب ٬ مسنجرش هیچ‌جوری باز نشده و حالش بد است و تازه موهاش دوباره بلند شده.

+ پونه
سه شنبه نهم تیر 1388

 

صدسال بعد
تو می‌نویسی:
"صد سال ِ پیش
مردم از حکامشان بیزار بودند
و حکام ، از مردمانشان
شرق از غرب به نفرت بود
غرب از شرق
و از شمال تا جنوب ِ جهان
چیزی جز بیداد برجا نمانده بود..."
تو می‌نویسی:
"صد سال ِ پیش
تمام گلهای شقایق را از ریشه برکندند
و به جای آنها ، هرزه گیاه ِ دروغ را نشاندند
و حاشیه ی همه ی خیابان ها را با دروغ ، آذین بستند
و تمام شهرها را با دروغ آراستند
و تمام کشتزارها را دروغ باران کردند
تا دروغدانه بروید..."

اگر اینگونه که هست ، بماند
صد سال بعد
به راستی که تو چیزها خواهی نوشت
و چه چیزها برای نوشتن خواهی داشت...

 نادر ابراهیمی|غزل‌داستان‌های سال ِ بد

+ پونه
یکشنبه هفتم تیر 1388
 

چهارشنبه تولد صبا می‌رویم فرحزاد.حالا دیگر حتی بی.بی.سی هم برنامه‌های عادی‌اش را از سر گرفته.

+ پونه