تبليغاتX
پرگوک
یکشنبه هفتم مرداد 1386
 

خم شد و از کف حمام آنچه را که به نظر می رسید یک تار موی بلند طلایی باشد برداشت.با حرکتی مختصر آن را در سطل آشغال انداخت و گفت:"نمی دونم فایده ی این همه معلومات و هوش و سواد وقتی که شاد و خوشبختت نکنه چیه."

 

و بِسی گلس با همین یه جمله دیوونه م می کنه.

پ.ن:من خیلی قبل تر از اینا عاشق سالینجر شده بودم .ربطی به "فرنی و زویی" نداره.

+ پونه